شادى نفيسى
29
عقلگرايى در تفاسير قرن چهاردهم ( فارسى )
اين نيست و ناچار بايد بدان بسنده كنيم . شكستهاى نظامى ، سرآغاز تحولى در نگرش به دانش جديد اگر چه تعيين تاريخ دقيق آغاز يا فرجام جنبشهاى فكرى غالبا دشوار است و پيدا شدن يا سرآمدن اين گونه جنبشها بيشتر به طور تدريجى و چه بسا ناآگاهانه و ناآشكار روى مىدهد و ليكن بسا هست كه رويدادى تاريخى جريان پيدايش يا نابودى جنبشها را تندتر يا كندتر مىكند . « 1 » در جهان اسلام ، اين رويداد سرنوشت ساز ، شكستهاى نظامى بودند . آنها را مىتوان سرآغازى براى تحول بينش و تفكر مردمان اين دوره دانست كه با نماياندن ناتوانى و ضعفشان در برابر نيروهاى غربى ، احساس برترى آنها را متزلزل ساخت و موجب شد تا براى جبران آن ، پذيراى فراگيرى دانشهاى نو و انجام اصلاحات شوند . در عثمانى ، يك سلسله شكستهاى پى در پى نظامى از غرب ، در اوايل قرن 12 ، وجدان تركان عثمانى را تكان داد و رهبرانشان را ، كه چند قرن به نيرومندى مملكت و درستى راه و رسم زندگى خويش مغرور شده بودند ، به جستجوى ريشههاى ناتوانى خود وا داشت . « 2 » در مصر ، حملهء ناپلئون به آن كشور ، در اوايل قرن 13 ، آغاز اين مرحلهء جديد تلقى مىشود . « 3 » و در ايران ، ناتوانى ارتش در برابر قواى خارجى ، عباس ميرزا ، وليعهد و نايب السلطنهء فتحعلى شاه را به اجراى نوسازى واداشت . او را بنيانگذار نوگرايى در ايران مىدانند . « 4 » وى خود احساسش را چنين بيان مىكند : نمىدانم اين قدرتى كه شما ( اروپايىها ) را بر ما مسلط كرده چيست و موجب ضعف ما و ترقى شما چه ؟ شما در قشون جنگيدن و فتح كردن و به كار بردن تمام قواى عقليه متبحريد و حال آن كه ما در جهل و شغب غوطهور و به ندرت آتيه را
--> ( 1 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 21 . ( 2 ) . همان ص 20 - 22 ؛ عبد الهادى حائرى ، امپراتورى عثمانى و دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 17 . ( 3 ) . حميد عنايت ، سيرى در انديشهء سياسى عرب ، ص 22 ؛ مجيد خدورى ، گرايشهاى سياسى در جهان عرب ، ترجمهء عبد الرحمن عالم ، ص 290 . ( 4 ) . عبد الهادى حائرى ، نخستين رويارويىهاى انديشه گران ايران با دو رويهء تمدن بورژوازى غرب ، ص 306 - 309 .